2 هفته مونده به پایان مرخصی زایمان...

نمیدونم چرا این لایحه افزایش مرخصی 6 ماه به 9 ماه تصویب نمیشه...من فقط 2 هفته وقت دارم.میدونم تا پام رو بگذارم توی شرکت ,اعلام میشه که تصویب شد و من حسرتش رو میخورم!!!!

خوب توی این مدتی که ننوشتم چیزهای زیادی بوده...مهمترینهاش پسرهام هستن.

اول برم سراغ شازده پسر 6 سال و 5 ماه و نیمه ام که داره باسواد میشه.حرفهای آ ا ب د م رو خورنده و هر شب باید روخوانی و دیکته داشته باشه.هنوز خیلی رون نیست...د و ب رو با هم قاطی میکنه.اما دیکته اش بهتر از روخوانیش هستش.

یک روز از مدرسه اومد خونه و دیدم بینیش ورم کرده .......گفتم بازم بینیت ضربه خورده ؟؟گفت آره زنگ تفریح میدویدیم و با صورت خوردم به یک پسر دیگه .بینیم محکم به سرش خورده.خلاصه چند روزی ورم داشت .بعد که ورمش خوابید بردیمش دکتر وگفت خداروشکر نرماله و مشکلی براش پیش نیومده.نمیدونم چرا باور نمیکنم!!

توی بقیه درسها هم حسابی داره جلو میره.علاقه اش به نقاشی و کاردستی هم خیلی زیاد شده وچپ و راست برای ما کاردستی درست میکنه!!!

اما از فسقلی 5 ماه و نیمه ام بگم که هنوز غلت نمیزنه اما شصت پاش رو حسابی میخوره....هر چیزی رو میخواد بگیره ...همه جی رو توی دهنش میبره....فرنی و حریره بادوم هم میخوره و.....عاشق نگاه هاش هستم...عاشق وقتهایی که حواسم نیست و داره نگاهم میکنه و من یکدفعه میبینم و لبخند بهم میزنه که انگار یعنی دنیا رو ولش کن و من رو ببین...چی بیشتر از این نعمت میخوای.........

روزهای خوب خونه موندنم داره تموم میشه....درسته که در طول این 5 ماه نیم همش خونه بودم به جز یک سفر 2 روزه شمال و نهایت چندتا مهمونی آخر هفته اما اصلا احساس بدی ندارم.دوست دارم پسرم از این روزهایی که کنارش هستم سیراب بشه .کاش میشد بیشتر پیشش باشم...هنوز نمیدونم برای سرکار رفتن چه کار باید بکنم فعلا دل به چندتا مرخصی که از سالهای قبل بچه دار شدن ذخیره دارم بستم تا ببینم چی میشه.

 

 

/ 3 نظر / 30 بازدید
Roya kassiry

akhai aziiiiiiizam...ishalah hamishe khoshbakht bashi doostam.....

مامان آرمان

همیشه همینجوری یاسمن جون....در زمان آرمان و هیراد مرخصی زایمان چهار ماهه بود و شیردهی یک ساعت که اصلا به درد بخور نبود حالا خوبه الان مرخصی شیردهی دو ساعته... امیدوارم در فرصت باقیمانده پرستار مطمئن پیدا کنی ....

مامان آرمان

راستی یاسمن جون یادمه برای آراد هم وبلاگ داشتی من روزهای اول یه بار وبلاگشو رفتم ولی نه اینه سیو نکرده بودم ادرس رو ....الان نتونستم پیداش کنم اگر زحمتی نبود ادرسشو برام بزار آراد و هیراد جون را ببوس[قلب]